على اصغر حلبى
37
تاريخ علم كلام در ايران و جهان
مهمّترين آنها بودند ، از مصداقهاى اين قول بشمار مىرفتند ، زيرا اين پيشوايان - به نظر خوارج - خونهاى مسلمانان را در راه رياست و ارضاى مطامع شخصى خود ريخته بودند . و ليكن بيشتر علماى دين اين حكم را ردّ و انكار مىكردند . رفته رفته اين قضيّه ، موضوعى دينى - عقلى شد . چه اين سؤال پيش آمد كه « اگر بهشت از آن مؤمنان است و آتش از آن كافران ، پس جايگاه يا منزلت صاحب معصيت كبيره چيست ؟ آيا مؤمن است يا كافر ؟ » و اصلا خود ايمان و كفر چيست و شروط و حدود هر يك كدام است ؟ و همين مسائل بود كه بعدها در مجالس درس و وعظ حسن بصرى ( فت ، 110 ه . ق . ) مطرح گشت و او معتقد شد كه : صاحب كبيره مؤمن است ، ليكن منافق است « ولى بايد اميدوار بود كه خدا كبيرهء او را به سبب حسنات او ببخشد ، يا پيامبر اكرم و يا يكى از اولياء و خاصّان حقّ از او شفاعت كنند ؛ و در نتيجه مانع از اين شوند كه صاحب كبيره جاودانه در آتش بماند » . « 1 » امّا يكى از شاگردان بزرگ و مشهور حسن به نام و اصل بن عطاء غزّال ( فت ، 131 ه . ق . ) در اين رأى با استاد خود مخالفت كرد و گفت : حكم حسن در مورد گناهان بزرگ و كوچك هر دو يكى است و اين خطاست . و او خود معتقد شد كه صاحب كبيره نه كافر است و نه مؤمن ، بلكه در حدّ فاصل ميان اين دو است يعنى فى منزلة بين منزلتين . و مقصود او از اين بيان آن بود كه صاحب كبيره فاسق است ، و او از عذاب آتش رهايى نخواهد يافت . و چون حسن بصرى از پذيرش اين رأى تن زد ، و اصل از او جدا شد ، و حلقهء درسى ديگر تشكيل داد . حسن گفت « اعتزل عنّا » از ما گوشه گرفت ، و پس از آن و اصل و همفكران او به معتزله ( « گوشه گرفتگان » ) مشهور شدند . « 2 » براى روشن شدن اين بحث گوييم : مقصود از فسق خروج از طاعت خداست با وجود ايمان به او . « 3 » علّامهء حلّى ( فت ، 726 ه . ق . ) گويد : كفر آن است كه ايمان نباشد يا ضدّ ايمان باشد يا غافل از آن ؛ فسق آن است كه شخص مؤمن باشد ولى از طاعت خدا بيرون ؛ و نفاق آن است كه ايمان آشكار كند و كفر پنهان . معتزله گفتند : فاسق نه مؤمن است و نه كافر ، منزلتى و جايگاهى دارد ميان ايمان و كفر . خوارج و برخى گروههاى ديگر گفتند ،
--> ( 1 ) . شهرستانى ، الملل و النحل ، 1 / 197 - 198 ؛ عبد القاهر بغدادى ، الفرق بين الفرق ، 160 - 163 ، بيروت ، 1973 م . ( 2 ) . زهدى حسن جار اللّه ، المعتزله ، 14 - 16 ، قاهره 1947 / 1366 . ( 3 ) . الفسق و الفسوق - الخروج عن طاعة اللّه مع الايمان ، و الفاسق من شهد و اعتقد و لم يعمل ( جرجانى ، تعريفات ، 142 ) .